آرزو

بعضی وختا هیچ ربطی به فضولی نداره، فقط آدم نمی تونه کاری کنه که گوشش نشنوه، چشش نبینه و عقلش حدس نزنه

Published in: on ژوئیه 24, 2010 at 6:41 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  

و سه مورد را نام ببرید

پُست هایی که این روزا مینویسم رو خیلی دوس دارم، بعد موفقم بودن تا اینجا، اکثرشون مثبت صد میشن تا قبل بیدار شدنم

Published in: on ژوئیه 16, 2010 at 5:09 ب.ظ.  نوشتن دیدگاه  
Tags:

موی بلند، ناخن دراز، واه واه واه

دو روز پیش واسه عروسی فامیلمون رفتم آرایشگاه، بعد از اون روز تا الان همینطور داره از تو موهام سنجاق در میاد

Published in: on ژوئیه 16, 2010 at 5:02 ب.ظ.  (2) دیدگاه  

آره عزیزم-3

تنها دارایی من تو این دنیا همین چند سانتیمتر مکعب فضای مغزمه، وختی که آوردمت تو ذهنم فقط یه اسم و یه تصویر بودی. بت «فکر» کردم، کم کم «زنده» شدی، دست و پا در آوردی ، «اولش» خیلی خوب بود، مهربون بودی. ولی اواخر دیگه غر میزدی، از توی فضای ذهنم به همه وجودم لگد میزدی، داااد میزدی، … ولی من راضی بودم، همش فک می کردم بدون تو خیلی «تنها» میشم. ولی عزیزم، الان که می بینم داری برا خودت «نیش» هم در میاری دیگه باس به فکر یه جای دیگه برا خودت باشی رفیق

Published in: on ژوئیه 1, 2010 at 2:58 ب.ظ.  (2) دیدگاه  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.